Monday, July 25, 2005

منوچهر محمدی را دریابیم!

پدر منوچهر و اکبر محمدی ، دو دانشجوی زندانی که بیش از شش سال است زیر شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی در سیاهچالهای جمهوری اسلامی بسر می برند در تماس با خبرگزاری حکومتی ایسنا گفت منوچهر حدود 15 روز است كه غير از آب و چاى بدون قند، چيزى نخورده و در اعتصاب غذاست، 12 تا 15 كيلوگرم وزن كم كرده و قدرت حرف زدن ندارد.

به کدامین گناه باید یک دانشجو هفت سال در محبس بماند؟

مجدی زهری در این باره نوشته است :

پی نوشت: ظاهرا بلاگر قادر نیست تگ های مربوط به کادر متن و کد لوگو را در پست سالم نشان دهد این بود که کد لوگو را در صفحه مرحوم بلاگفا گذاشتم تا اگر مایل بودید با نصب لوگو برای محمدی هفتمین سال حضور او در اوین را یادآوری کنید، از اینجا کد ها را دریافت کنید.

پی نوشت: لینک صفحه دریافت لوگو اشتباها به پانل بلاگفا داده شده بود که اصلاح کردم!

آخرین اخبار از اوضاع مهاباد

سایت اخبار سیاهکل از احتمال مرگ دو نوجوان دستگیر شده خبر میدهد همچنین سایت روجهیلات از آزاد شدن این دو نوجوان و شکنجه و تجاوز وقیحانه به آنها خبر میدهد. ولی در تماس تلفنی که چند دقیقه پیش با ایران -مهاباد داشتم خبرها به این شکل است که تا این لحظه قطعا چهار نفر زیر شکنجه جان خود را از دست داده اند/ جسد شوانه قطعا سرقت شده / دست کم 250 نفر دستگیر شده اند / مهاباد کاملا فرم نظامی به خود گرفته / شبانه شیشه منازل مردم را با سنگ و آجر میشکنند / طرفداران شوانه به شدت خواستار تحویل اجساد کشته شدگان هستند و تهدید کرده اند در صورتی که تا فردا اجساد تحویل نشوند عملیات انتقام جویانه به شدت ادامه خواهد یافت ..... شهر همچنان در اعتصاب کامل به سر میبرد و ........... خدا ریشه ظلم را برکند

Sunday, July 24, 2005

اخبار پیرامون مهاباد/ برگرفته از وبلاگ همبستگی با مردم مهاباد

اخبار مهاباد از سایت کومله
گزارش کانون زندانیان سیاسی در تبعید از مهاباد
گزارش یکی از گرو های سیاسی (حکمتیست)
گزارش بی بی سی
بیانیه سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان
اخبار مهاباد به نقل از سایت اخبار روز
گسترش درگیری ها در کردستان
سایت خبری مهاباد
گزارش رادیو آلمان از مهاباد
گزارش سایت اخبار سیاهکل
آخرین و بروزترین اخبار از مهاباد
اطلاعیه سه زندانی سیاسی در محکوم کردن مرگ شوانه
بیانیه انجمن امیرکبیر در محکومیت کشتار مردم مهاباد
اخبار مهاباد از سایت حزب دموکرات
اخباری از ادامه ی اعتراضات
اطلاعیه‌ی شماره‌ 4 مردم مهاباد

نبش قبر شوانه!

جسد شوانه سید قادر که کشته شدنش به شیوه ای غیر انسانی آغاز شلوغی های مهاباد بود بعد از نبش قبر دزدیده شد.
لینک از وبلاگ کانی

Wednesday, July 20, 2005

نماز آزادی

Friday, July 15, 2005

آقایان گنجی روی دستتان مانده!

آقایان باید بپذیرید که گنجی دیگر یک زندانی سیاسی ساده نیست! او چهره ای جهانی است که تمام مقامات بلند پایه جهان خواستار آزادی بی قید و شرط او هستند. آقایان تمامش کنید. راهی ندارید. میدانید او بیرون هم بیاید باز رهایتان نمیکند. اما راهی ندارید. آقایان رهایمان کنید!!!!

نامه امروز گنجی از اوین

گنجی در نامه ای از زندان اوین اعلام کرد حاضر نیست در مقابل خودکامگان سر خم کند تا شاید از زندان آزاد شود
اکبر گنجی در نامه ای از زندان اوین دلیل حبس خود را ولایت فقیه می داند، نظامی که در آن به نوشته او، رهبر از حالت یک فرد متوسط خارج می شود و همچون چوبانی بر گله گوسفندان، حاکم بر مردم می شود. گنجی می نویسد: رهبر مادام العمرِ غیرانتخابی، با دموکراسی تعارض دارد (و) قدرت او از مردم ناشی نمی‌شود. گنجی از جمله یادآور می شود آیت الله علی خامنه ای، به خاطر اظهارات کذب در باره «پایگاه دشمن» بودن جرایدی که به فرمایش وی تعطیل شدند، و پایمال کردن حقوق روزنامه نگاران و مطبوعات، تحت پیگرد قانونی قرار نگرفت. گنجی می نویسد زندگی در بردگی را نمی پسندد و حاضر نیست در مقابل خودکامگان سر خم کند تا شاید از زندان آزاد شود. وی می افزاید: هرچند شمع وجودش ممکن است در حال خاموش شدن باشد اما صدای او، صداهای بلندتری را به دنبال خواهد آورد. اکبر گنجی ، نویسنده زندانی، سی وچهارمین روز اعتصاب غذا در زندان اوین را سپری کرد. او را به دلیل ایستادگی تا دم مرگ بر دفاع از حقوق بشر، «قهرمان ملی» لقب داده‌اند. خود گنجی در نامه‌ای که در زندان اوین و در ضعف جسمانی ناشی از اعتصاب غذای طولانی نوشته و به بیرون فرستاده، نوشته است اقدام او قهرمان سازی نیست بلکه تنها نه گفتن به حکومتی است که از او می‌خواهد توبه‌نامه بنویسد و اعتقادات خود را رد کند. بهمن باستانی (رادیو فردا): اکبر گنجی در این نامه به رئوس دلائل زندانی شدن خود چنین اشاره می‌کند. «من در گذشته بارها تاکید کردم من در گذشته بارها تأکید کرده‌ام که نظام سلطانی حاکم بر ایران یک نظام غیر دموکراتیک است. رهبر مادام العمرِ غیرانتخابی با دموکراسی تعارض دارد. قدرت او از مردم ناشی نمی‌شود، بلکه ادعا می‌شود که از سوی خدا حاکم بر مردم شده است. او یک فرد متوسط چون دیگر ابناء بشر نیست، فاصله او با مردم عادی فاصله شبان و گله است. این‌ها مفاد نظریه نادرست ولایت فقیه است. فقیه حاکم، قیم مردم است و بر آن‌ها ولایت مطلقه دارد.»گنجی در تشریح نتایج ولایت مطلقه فقیه بر مردم، نمونه‌هائی را ذکر می‌کند. از جمله می‌نویسد: «طی سال‌های گذشته به دنبال فرمایش صریح و علنی آقای خامنه‌ای در خصوص مطبوعات که پایگاه دشمن‌اند، نزدیک به یکصد نشریه به طور فلّه‌ای توقیف شد و روزنامه نگاران روانه زندان شدند. مقامات قوه قضاییه رسماً طی مصاحبه‌هایی اعلام داشتند که به دنبال فرمایشات رهبر با مطبوعات برخورد کرده‌اند. این است معنی آزادی بیان در رژیم سلطانی. سال‌ها تلاش و حبس روزنامه نگاران در سلول‌های انفرادی نتوانست حتی به کشف یک مورد از پایگاه دشمن منتهی شود. امّا دستگاه قضایی هیچ‌گاه از آقای خامنه‌ای نخواست مدارک و مستندات خود را در خصوص پایگاه دشمن بودن مطبوعات به دادگاه ارائه نماید و حال که روشن شده است آن مدعا کذب محض بوده، هیچ برخورد قانونی با رهبر به دلیل پایمال کردن حقوق روزنامه نگاران و مطبوعات صورت نگرفت. یعنی رهبر با بقیه مردم برابر نیست. او می‌تواند اتهام بلادلیل بر شهروندان وارد نماید بدون آن که پیگرد قانونی در کار باشد.»اکبر گنجی در ادامه این بخش از نامه خود به برنامه تلویزیونی هویت و قتل‌های سیاسی در ایران و ترورها در خارج از ایران می‌پردازد که همه در پی هشدار آقای خامنه‌ای به آنچه شبیخون فرهنگی دشمن و ضرورت مقابله با آن گفت، اجرا شد. اکبر گنجی در ادامه نامه خود به تعارض وضعیت خود با روحیه رایج در جامعه ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد: «زندان مرا گرفتار توهم نکرده است. سرخوردگی، ناامیدی، یأس، عزلت نشینی، فرار از سیاست و عرصه عمومی، به دنبال زندگی و خوشگذرانی رفتن، امروزه در جامعه ما فراگیر شده است من هرگز گرفتار این توهم نبوده‌ام که کسی (مردم) در بیرون منتظر من است. سهل است، نزدیک ترین دوستانم افکار و گفتار و نوشتار و رفتارم را قبول ندارند. امّا هیچ یک از این واقعیت‌ها مرا مکلّف نمی‌سازد که در مقابل خودکامگان سر خم کنم تا شاید از زندان آزاد شوم، زندگی در بردگی برای من پشیزی ارزش ندارد.اکبر گنجی در ادامه نامه خود مستقیما سعید مرتضوی، داستان عمومی و انقلاب تهران را چشم به راه مرگ خود توصیف می‌کند و چنین می‌نویسد:«اخیراً سعید مرتضوی در یک جلسه به مسئولین گفته است "مگر وقتی زهرا کاظمی کشته شد، چه اتفاقی افتاد؟ سازمان‌های حقوق بشری طی چند اطلاعیه ایران را محکوم کردند و مسئله پایان یافت. زهرا کاظمی الان در دل قبر است. مرگ گنجی هم با صدور چند اطلاعیه پایان خواهد یافت. نبودنش بهتر از بودنش است."»گنجی می‌افزاید:«من با سکوت چند سال گذشته، جان دادن تدریجی خود را طولانی تر می‌کردم . اینک که فریاد برآورده‌ام مرگ خود را جلو انداخته‌ام، امّا به کل جهانیان نشان داده‌ام که نظام سلطانیِ حاکم بر ایران چقدر بی رحم و غیر انسانی است و چه‌ها در انبان دارد. هنوز این نظام تمام قوای خودکامه اش را به فعلیّت نرسانده است. بگذار جهانیان بدانند در هتل اوین و سوئیت‌هایش چه می‌گذرد.»اکبر گنجی در پایان نامه خود از اوین، صدای خود را صدای عشق به انسانیت، ایثار و برای مردم حقیقت‌طلبی، آزادی‌خواهی، دمکراسی‌خواهی، تمایز نهاد دین از نهاد دولت، برابری تمامی انسان‌ها، نفی خشونت و دیگر ارزش‌های انسانی خوانده و نامه را چنین به پایان برده است:«این شمع در حال خاموش شدن است. ولی این صدا خاموش نخواهد شد. اما این صدا صداهای بلندتری را به دنبال خواهد آورد. شب با تابوت سیاه نشست روی چشماش، خاموش شد ستاره. افتاد روی خاک.

انتشار عکسهای دردناک اکبر گنجی و نظرات پیرامون آن

بگذار گنجی درآید....
این روزها تصاویر دردناکی از بزرگ پرچمدار اصلاحات اکبر گنجی را شاهدیم که رویت آنها دل هر سنگدلی را به درد میاورد.
بلافاصله پس از اتتشار تصاویر شاهد تحلیل و نظرات همچنان منفی دوستانی هستیم که طبق معمول سراغ حالت منفی و مشکوک قضیه میروند و اینگونه گمانه زنی میکنند که خروج عکسها از اوین مقدمه اجرای سناریوی قتل گنجی یا سربه نیست کردن او به هرشکل دیگر است! من میگویم روی دیگری هم دارد این سکه. از کجا که اینها بابت شدت دادن بیشتر به مسیر افکار عمومی و توسط بعنوان مثال پزشکی یا نزدیکی، به محل نگهداری ایشان تهیه و توزیع نشده باشد؟ از کجا معلوم یک نفر نکوشیده انظار عمومی را بیش از پیش نسبت به اوضاع گنجی تحریک کند؟ از کجا که این مقدمه سازی برای آزادی ایشان نباشد که این روزها شاهدیم حکومتیان کم کم از این در وارد میشوند که گنجی ارزش حتی زندانی بودن رژیم را ندارد!! میگویند گنجی مگر کیست که این همه بل بشو پیرامون او ایجاد شده. میگویند آزادش کنید برود رد کارش! ایرادی ندارد. او را وا بگذارید برود رد کارش! برای ما مهم آزادی بی قید و شرط این بزرگوار است و اینکه سرانجام پافشاری بر سر خواسته اش، پیش از شکستن، ثمر بخش شود. امیدوارم رهایش کنید و آنچه میگویید هم ارزنی نمی ارزد. بگذار گنجی درآید... باقی به غایت

Wednesday, July 13, 2005

با پوزش از جناب گنجی

به حقیقت در عدل ار در این بام و بر است به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید
آن که بگرفته از او تا کمر ایران گه به مکافات الی تا کمرش باید رید

Monday, July 11, 2005

منوچهر محمدی را دریابیم!

مجدی زهری مینویسد:
صریح بگویم: من احساس می‌کنم قشر فعال (اجتماعی/سیاسی) ما، به دلایلی که بر من روشن نیست، تاکنون تمام تلاش خودش را کرده که منوچهر محمدی را در توطئه‌ی سکوت خفه کند! اگر فریاد‌هایی که برای دیگر زندانی کوی دانشگاه احمد باطبی، و نیز اخیراً برای اکبر گنجی کشیده شده را در کنار تلاش (کدام تلاش؟) برای آزادی منوچهر محمدی بگذارید، خواهید دید که هیچ هم‌سنگ نیستند. کسانی که مثل من فاجعه‌ی هژده تیر را به‌خاطر دارند، لابد خوب می‌دانند که منوچهر محمدی یکی از -حالا نگوییم رهبران اما- بانیان این حرکت بود. امروز بسیاری از اصلاح‌طلب‌ها در غرب، با وسیله‌کردن هژده تیر، دکّانی دونبش باز کرده‌اند و پایشان نیز به رسانه‌های غربی بازشده و از مبارزات و زندان‌های هژده تیری خود(!) داد سخن می‌دهند و دروغ پشت دروغ تحویل می‌دهند، در صورتی که یکی از وزنه‌های هژده تیر کماکان در زندان است و در اطراف او فقط سکوت است و سکوت...من کاسه‌ی داغ‌تر از آش نیستم، اما برای شمایی که در ایران به‌دنبال عدالت اجتماعی هستید، راهی وجود ندارد جز "عدالت‌پیشه‌گی" و حق‌خواهی برای مبارزان جامعه‌ی ایران، بدون هیچ تبعیضی. اگر امروز از اکبر گنجی می‌گویید (که همفکر شماست)، از منوچهر محمدی هم بگویید که دگراندیش است. این است عملکرد سازنده برای جامعه‌ی مدنی، اگر به‌راستی به‌دنبال ساختن جامعه‌ای مدنی هستید.

نوشی تنها نیست...


[سرزمین آفتاب][خوابگرد][مجید زُهَری][پناهندگی][حضور خلوت انس][سایه آبی][زن‌نوشت][نفطه ته خط][گوشزد، ملکوت][پابرهنه بر خط][فروغ][یک قطره][کاکتوس تیلا، مختصر][کتابچه][من در غربت][گیلیران][ساغر][میترا][سیبستان][خانم حنا][افسون فسرده][فراز][سایه][گل خونه][MEGANIT][غریب تندرست][آلوچه خانوم][Feminist Guy][سوسک‌‌نامه][تردید][ایزدبانو][گل‌های ما][طوفان][عاقلانه][دنیای یک ایرانی][Dizzy Rocker][خاطرات من در هامبورگ][سامانیس][مامهر][فانوس][کوروش ضیابری][لندنی][گل‌های آفتاب‌گردان][مهرواژ][خلوتگاه][روزهای نگین][کوزه خانوم][یک کرمانشاهی][ساده‌تر از آب][اتاق بی‌حریم][فراموش‌خانه][Splinter Cell][زندگی][شبح][بانوی اردیبهشت][ITiran][دنیای کوچک من][در جستجوی کلمات][دلزده از دلزدگی][جوانه، آلیس در سرزمین عجایب][انتخاب زنان][الهه‌ی مهر][نیلوفر آبی][دخترم آیسان][در جدال با خاموشی][خانه‌ی دوست...][چاپ اول][چایخانه][من و بی‌مخاطب نوشته‌هایم][قهوه تلخ][عزیزدوردونه][من و ام اس][وحی شبانه

Wednesday, July 06, 2005

خانم عبادی حرکت کنید!!!!!!!!!! وزن مسئولیت شما چندین برابر شده!!!

در حالي كه اكبر گنجي وارد بيست و ششمين روز اعتصاب غذاي خود شده، گروه ها، سازمان ها و افراد همچنان با انتشار بيانيه ها و نامه هاي سرگشاده خواستار آزادي او مي شوند. اما يكي از اين نامه ها كه در سايت هاي اينترنتي منتشر شده، نه خطاب به مقام هاي جمهوري اسلامي، بلكه خطاب به خانم شيرين عبادي است. در اين نامه از خانم عبادي خواسته شده مورد زندانيان سياسي ايران را به مجامع حقوقي بين المللي بكشاند. در مصاحبه با خانم الهه هيكس فعال حقوق بشر در آمريكا مريم احمدي از راديو فردا اين سئوال را مطرح مي كند كه با توجه به تمامي هشدارها، درخواست ها و بيانيه هاي افراد، گروه ها، سازمان هاي غيردولتي و سازمان هاي حقوق بشري و با توجه به اين كه حتي اتحاديه اروپا و وزارت امور خارجه آمريكا خواستار آزادي اكبر گنجي شده اند، آيا راه ديگري در مقابل خانم عبادي مي ماند؟الهه هيكس: قطعا. خانم عبادي بنا بر موقعيتي كه جامعه بين الملل به خصوص اتحاديه اروپا به ايشان داده و ايشان برنده جايزه صلح نوبل هست، به راحتي مي تواند با مكانيزم هايي كه عملا مي توانند از دولت ايران سئوال بكنند يا حتي دخالت كنند، خانم عبادي اين موقعيت را دارد و هيچ ارگان و شخص ديگري در داخل ايران اين موقعيت را ندارد. البته سازمان هاي بين المللي حقوق بشر توانستند به مساله آنقدر انعكاس وسيعي بدهند كه دولتي مانند آمريكا و حتي اتحاديه اروپا مساله آقاي گنجي به خصوص را زير نظر دارند و از نزديك دنبال مي كنند. آنچه كه خانم عبادي مي توانند انجام بدهند الان، اين است كه بنا به موقعيتي كه دارند، مي توانند با كميسارياي عالي حقوق بشر ملاقات كنند در سوئيس و از ايشان بخواهند مداخله كند تا با قدرتي كه دارند آقاي گنجي را به بيرون از زندان و بيمارستان منتقل كنند. از طريق ديگر خانم عبادي مي توانند با گزارشگر هاي مخصوص در سازمان ملل كه يكي از آنها گروه كاري دستگيري هاي خودسرانه است، خانم ليلا زراقي كه از ايران هم ديدار كرده، از آنها بخواهند كه مداخله كنند. گزارشگر مخصوص شكنجه، گزارشگر مخصوص آزادي بيان كه آن هم از ايران ديدن كرده، اينها به علت اساسنامه اي كه دارند، مي توانند صريحا از دولت جمهوري اسلامي سئوال كنند و دولت ايران اين وظيفه را دارد كه به آنها پاسخگو باشد. اين كاري است كه در كوتاه مدت و در اسرع وقت، كسي مانند خانم عبادي به راحتي مي توانند اين كار را انجام دهند.مريم احمدي (راديو فردا): خانم هيكس شما با پرونده هاي متعددي از نزديك و دور سروكار داشتيد. مشكل عمده پرونده آقاي گنجي چيست كه مقامات جمهوري اسلامي بيشترين سختگيري را در مورد ايشان مي كنند.الهه هيكس: نقشي كه آقاي گنجي در افشاگري مقامات جمهوري اسلامي ايران داشته، هيچ روزنامه نگار ديگري تا آن حد جلو نرفته و اين كه شخصا در نوشته هايش و كتابشان مقامات ايران را در دوران حكومت آقاي رفسنجاني مقصر دانسته و نقش آنها را در قتل هاي زنجيره اي مخالفان چه در داخل و چه در خارج از ايران را در طول 25 سال گذشته از بدو انقلاب اسلامي. و همينطور آقاي زرافشان هم اين نقش را داشتند كه وكالت خانواده هاي قربانيان قتل هاي زنجيره اي را قبول كردند و اخباري را كه از پرونده ها داشتند منعكس كردند و اين كه اتهاماتي كه به آن كساني كه زده شده بود را قبول نكردند و خواستار يك دادگاه علني بودند. اين دو نفر بيشتر مورد ضرب و شتم مقاماتي هستند كه در داخل دادگستري و قوه قضاييه جمهوري اسلامي نقش بازوي صورت پنهان را بازي مي كنند.م . ا: اين اتهام هايي كه در مورد آقاي گنجي يا زرافشان است، يعني مساله قتل هاي زنجيره اي و آن كتابي كه آقاي گنجي نوشته بود، اينها همه درواقع برمي گردد به آقاي رفسنجاني، در حالي كه آقاي گنجي در آخرين نامه اي كه از زندان نوشتند، آقاي خامنه اي را مسئول مستقيم مرگشان دانستند. چرا؟الهه هيكس: اين سئوال را بايد از خود آقاي گنجي كرد، ولي كتاب هايي كه ايشان نوشته و صحبت هايي كه ايشان كرده و قتل هايي كه در زمان آقاي رفسنجاني اتفاق افتاده ايشان از گفته هاي خودش برنگشته ولي آنچه كه ايشان را در زندان نگاه داشته و طبق گفته هايي كه ايشان كرده، شخص رهبري را مسئول دانسته. تا زماني كه در همين كتاب هاي آقاي گنجي هم اشاره شده، يك كميسيون حقيقت ياب ملي تشكيل نشود در ايران و يك يك اتهاماتي كه آقاي گنجي زده و صحبت هايي را كه كرده بررسي نشود و اگر مقامات ايران مايل به روشن كردن و افشاي اين هستند كه چه كسي در داخل حاكميت ايران پشت قتل هاي زنجيره اي بوده و پشت نگاه داشتن فعالين سياسي و روزنامه نگاران در زندان است، بايد كميسيون حقيقت ياب ملي تشكيل شود و اين قتل ها را به طول مستقل و علني بررسي كند.
پ.ن: متن کامل مصاحبه
نامه‌ درخواست از خانم شيرين عبادی
برای امضای نامه درخواست از خانم عبادی برای دفاع از اکبر گنجی در مراجع حقوقی بین المللی اینجا را کلیک کنید

دليل اصلي پيروزي احمدي نژاد

قابل توجه بي دينان دموكراسي‌خواه!آيت الله مصباح‌يزدي گفته كه امام زمان از شش ماه قبل از انتخابات براي احمدي نژاد دعا مي كرده است.گزيده اي از سخنان سخنان مصباح يزدي در جمع اعضاي كانون طلوع:"شخصي شب بيست و سوم ماه رمضان در حال احيا، پيش از نيمه شب به خواب مي رود. در خواب به او ندا مي شود كه بلند شو براي احمدي نژاد دعا كن، وجود مقدس ولي عصر(عج) دارند براي احمدي نژاد دعا مي كنند. مي گويد من حتي اسم احمدي نژاد را نشنيده بودم و اصلا او را نميشناختم!"
درج از وبلاگ وب نامه

گنجي را كمك كنيم

مصطفی قوانلو قاجار مینویسد:
حال اكبر گنجي به شدت وخيم است.وزن او اكنون از يك دختر نابالغ هم كمتر شده، اعتصاب غذا چهره‌اش را زرد و نحفيف كرده است.نمي‌دانم چطور مي توان كمكش كرد.او اعتصاب غذا را ادامه مي دهد و ما اينجا در كمال راحتي نشسته‌ايم.شايد بتوان او را مجاب كرد كه ديگر به اعتصاب غذا ندهد.گنجي وافعا اراده پولاديني دارد. از برخي شنيده ام يكي از سرشناسترين روزنامه نگاران در همان روز اول توبه نامه خود نوشته .اما گنجي پس از 5 سال حاضر به انجام چنين كاري نيست.گرچه از طرف ديگر او به تنهايي و با اعتصاب غذا نمي‌تواند جنبش دموكراسي خواهي را به پيش ببرد.
خواهش مي كنم درباره او بنويسيد كه چطور مي توانيم به او كمك كنيم.قول داده بودم كه وارد مسائل سياسي و انتخاباتي نشوم اما به نظرم گنجي يك مسئله سياسي نيست و نبايد هيچ جناحي از كمك به او سو استفاده كند. گنجي به عنوان يك روزنامه نگار، يك همكار ويك هموطن نيازمند كمك است. بايد وجدانهايمان را بيدار كنيم.
اکبر گنجی و قوه قضائيه: کوتاه نمی‌آييم
گفتگو با شيرين عبادی و معصومه شفيعی همسر گنجي

مجتبی از اتهام واهی سب النبی تبرئه شد!

به گزارش فرشته قاضی مجتبا از اتهام سب النبی تبرئه شده است و به خود مجتبا ابلاغ شده است.تبريک به همه وبلاگ نويسان عزيز.
گزارش فرشته قاضی:
مجتبی سمیع نژاد از اتهام سب النبی تبرئه شد. بعد از نقض حکم لیلا مافی، این بهترین خبری هست که در این روزهای سگی شنیده ام. امروز صبح با تلفن مجتبی از خواب بیدار شدم و گفت که امروز در زندان تبرئه شدنش را به او ابلاغ کرده اند و خوشحال بود و نگران. نگران از اینکه سب النبی را تبدیل به توهین به مقدسات کنند! به او تبریک گفتم و اطمینان دادم که اگر در حکمت آمده که تبرئه شده ای و اشاره دیگری نشده خیالت راحت باشد که این قضایا منتفی شده. مجتبی می پرسید که حالا امکان داره آزادش کنند گفتم طبق قانون چون این پرونده اش منتفی شده و پرونده دیگرش هم در مرحله تجدید نظر هست باید آزادش کنند. پرونده دیگر مجتبی مربوط به دادگاه انقلاب هست که به اتهام توهین به رهبری به ۲ سال زندان محکوم شده و این پرونده با اعتراض مجتبی در مرحله تجدیدنظر هست. راستی تا یادم نرفته بگم که در جلسه آخر دادگاه مجتبی، آقای شامی، وکیل او دو استفتاء از مکارم شیرازی و فاضل لنکرانی ارائه کرده که هر دو، مقاله مجتبی را که دادستانی مصداق سب النبی دانسته بود، نه تنها مصداق سب النبی ندانسته اند بلکه به صراحت گفته اند که این حتی توهین به مقدسات هم نیست. ضمن اینکه در این مدت به خاطر وضعیت مجتبی هرگز از تلفن هایش که از زندان قزل حصار صورت می گرفت ننوشتم چون نمی خواستم برایش بیش از این مشکلی پیش بیاید.
از همه دوستان گلم به خاطر اینکه در این مدت نتوانسته ام و نمی توانم به ایمیل هایشان پاسخ دهم صمیمانه پوزش می خواهم به خصوص از شبنم گلم. متاسفانه وضعیت جسمی ام اجازه نمی دهد زیاد پای کامپیوتر بشینم. راستی شبنم جان هر جور که صلاح میدونی عمل کن. من خوشحال هم می شم چنین کاری بکنی.